الشيخ رسول جعفريان
63
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
آخر اين قلعه زير و زبر * همچو خيبر خراب خواهد شد « 1 » اى طوس تو را خراب و ويران كردند * بر باد بدادند و پريشان كردند چون كوه بلا زير و زبر كردند تو را * با خاك سياه باز يكسان كردند « 2 » ديگر دربارهء قزلباشان مىگويد : يا رب تو دهى صلاح اوباشان را * توفيق به لطف خويش عياشان را مانندهء قوم عاد گردانى پاك * از روى زمين قوم قزلباشان را « 3 » تا كسى ببينم روى اوباشان را * تا كى شنوم عيش عياشان را بدتر ز قيزيلباش نباشد قومى * معدوم كند خدا قزلباشان را « 4 » اصطلاح « قزلباش اوباش » از اصطلاحات ادبيات ضد شيعى ماوراءالنهر بوده است . « 5 » تا گشت به من لطف خدا يار اى دل * شد قوم قيزيلباش نگونسار اى دل از لطف خدا اميدوارم كه شود * شهزادهء آن قوم گرفتار اى دل « 6 » و ديگر در تجويز قتل رافضيان : گر رافضيان را كشم اى دوست رواست * آن كشتن من موافق حكم خداست هركس كه ز ما دوست شود با ايشان * او را مشمر دوست كه او دشمن ماست « 7 » اهل بدعت كه دشمن دين خداست * مردود پيمبرست و اصحاب هداست هركس كه كشد رافضيان را به خدا * مىدان به يقين كه او دل و ديدهء ماست « 8 » خصم تو ز غصه جاودان سوخته باد * از سوز درون خود نهان سوخته باد هر رافضى كه قصد دين تو كند * از آتش حرب سنيان سوخته باد « 9 » اى رافضيان هلاك خواهم كردن * ناپاكانيد پاك خواهم كردن با پشته خاك پشت تا چند نهيد * چون پشته خاك خاك خواهم كردن « 10 » در جريان محاصرهء هرات توسط ازبكان ، به عهد طهماسب اول ، با وساطت شخصى با نام
--> ( 1 ) . ديوان ، نسخهء عكسى ، ص 77 ( 2 ) . ديوان ، ص 105 . در آنجا چند بيت ديگر هم در اين باره هست . ( 3 ) . ديوان ، ص 77 ( 4 ) . ديوان ، ص 85 ( 5 ) . نك : واصفى ، همان ، ج 1 ، ص 112 ( 6 ) . ديوان ، ص 124 ( 7 ) . ديوان ، ص 96 ( 8 ) . ديوان ، ص 98 ( 9 ) . ديوان ، ص 104 ( 10 ) . ديوان ، ص 141